نور
ساعت ٤:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٦  کلمات کلیدی:

دبیرستان که میرفتم ازاونجایی که سرویسم خیلی زودمی امد وساعت 6بایدسوارمیشدم همیشه پنج ونیم که مامان جونم 

بیدارم میکردن 

بعدغلبه به جاذبه به شدت قوی تخت خواب با سرتوی پنجره اتاقم بودم و 

به سرعت پرده رو کنارمیزدم وتو هوای تاریک روشن صبح چشم به تولد

خورشید میدوختم وثانیه های حرکت و طلوعش رو باجون ودل میدیدم

حالا تواین سالها یاخیلی زودترازوقت موعود یادیرتر بیدارم و فرصت دیدن

لحظه ی طلایی تولد خورشیدبرام کم پیش میاد

پ ن: خدای عزیزمهربان بخشنده بهترین هارابریمان رقم بزن وکمک مان کن

آمین

آخرین روزماه رمضان 93