دوستی
ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱٩  کلمات کلیدی:

درود بر شما

یکی دوساعت پیش یکی از دوستای قدیمی و صمیمی و فوق العاده خوبم باهام تماس گرفت.

اونم وقتی که دوتاامتحان تو یه روز داده بودم و از دانشگاه برگشته وحسابی خسته بودم.

حسابی غافلگیر و البته بسیار خوشحال شدم.

میدونید دارم به این فکرمیکنم که چه قدر داشتن یه دوست خوب,خوبه.

اونم تو دوره ای که (عجب کلمه ای )بیشتر آدما یاخوشبینانه بگم بعضی از آدمامدام در

حال کنارزدن دیگران اند(حاضرن برا منافع خودشون حقوق توروزیر پابذارن),دروغ میگن

(به راحتی هم میگن),پراز حسادتن,داشتن یه دوست خوب چه قدر میتونه کمکت کنه

البته میدونم که نمیتونه شرایط رو تغییربده اما حداقل یه حس دلگرمی یا مثلا این حس 

که هنوز هم میشه کسی بدون اینکه بخواد موردهای بالارا ( ! ) داشته باشه,باشه.

 برای من که همیشه مامانم بهترین و صمیمی ترین دوستمه(اصیل ترین دوستی)

و درکنارش هستن دوستانی  که از بودن با آنها خوشحالی.

همین.