بدون عنوان/بدون مخاطب خاص
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٤  کلمات کلیدی:

دیگر

مدت هاست 

که به سرودن عاشقانه عادت کرده ام

عادت کرده ام که چشمانم راببندم

و

عاشقانه های آرمانی  را در خیالم بسرایم و تو

پرشور در آنها برایم ایفای نقش کنی

مثل فرهاد

سراغ کوه بی ستون روی

مثل مجنون

آواره بیابان گردی

اما

چشمانم را که بازمیکنم

تاریک ست

فقط تو غرق در نوری

آتش افروخته اند

تو

تو تنها

مثل سیاوش

ازمیان آتش

میگذری تا

فقط

فقط پاکی ت را به نمایش گذاری

ومن

مبهوت شکوه و تبلور پاکی ات باشم

شکوه درخشانت

نور میپاشد

باید چشمانم را ببندم

پرده ی نمایش تغییر میکند

شیرین میشوم 

لیلی میشوم

اما در سر

در قلب

خیال رادمرد گذر کننده از آتش را دارم.

پ ن : بدون مخاطب خاص

 نرگس.س